/ ها ،
هو
/ ها ،
دو
/ ها ،
سه
/هابر ، هاهو، برها
/ نه اين جا ، جاي ماندن است
/ نه جاي ديگري هست كه جاي ماندن باشد
/ ميسوزند
/ از آسمان جلز و ولز
/ به پائين ميافتند
/ هورقليا، كفاش به زمين رسيده است!
/ نترسيد ! كسي طوري نميشود
/ يعني طوري نمانده است كه ديگر كسي آن طوري شود
/ پايِ بسته فقط به درد قطع كردن ميخورد
/ سري كه درد ميكند فقط درمانش ديوار است
/ نفس آنقدر كم است كه به اقتضاي جنون كشيده ميشود و گرنه خودش خوب ميداند كه طاعون، وبالِ وبا نميشود
/ سياهياش به صبح ميزند اما شبش را نمي برد فقط خط ميزند
/ تمام خطوطِ خطِ ناخط را
/ دختري كه پايش ميان كوچه جا مانده ، شما باور كنيد اگر نه لي لي نميكرد بزرگ ميشد و صدايش بيپايش كوتاه ميماند از سايهاش!
/ زمين آنقدر سر ميخورد كه شما ، نه ، من، نه، هيچ گردي را نميشناسد ، مدار يعني بگرد ... بي آنكه بداني گردش حكميست مدور !
/ ديدم كه هوروس در خاك مانده است و گرنه از ابتدا قرار بود باران ببارد اما آخرش آتش ملزم شد،
باريد ...
سه شبانه روز!
سه شبانه روز بر من ميباريد ، تگرگ ميشد و بر آسمان فرا ميباريد و آسمان يخ مي بست !
/ من هنوز از قطب نزاده ام اما طالعم ميگويد گرمايم بوران ميكند
/ شما هرجا خاكم كنيد من دوباره گِلش مي كنم
/ بستگي دارد ...
/ آدميزاد هميشه بستگي دارد
/ به صبح كه ميانجامد ،
/ يعني هنوز زنده است !
/ تقديرش كف كرده است بر لب دريا شناور ميشود !
/ گفتم ميگفتم
/ گفتن يعني هنوز ميشود گفت
/ بي آنكه به خاك بياويزم كمي حضورم درد ميكند اما به جايش تمام باورم بي رنگ است!
/ خودم اين راه را آمده ام
/ شما نياورده ايدم ...
/ من راست نميگويم
/ شما مي آوريدم
/ من ميبرمتان
/ و بعد همه درآمد و شد
/ ميآوريم
/ ميبريم ...
/ اگر خودش بالاي آسمان زانو زده
/ من كه پايم قطع شده
/ روي زمين لي لي ميكنم !
/ من هم مي توانم بزرگ نشوم
/ يا هرگز بزرگتر نشوم
/ تا همه چيز را همانقدر كه هست ببينم
/ اين حالت گذراست مثل سرم كه شكسته ، اما تمام مسير قرمز ، سياه ... ميگريست،
خودش بر خودش سنگين بود،
اما وقتي سرجايش هست كسي چه مي داند
حتماً بايد باشد ، درد هم كه ميكند ...
/ كسي چه مي داند شايد بايد بكند!
/ هميشه كند مي رود
/ وقتي تند مي رود حتما رگبار مي زند
/ گفته بودم دوستت دارم اگر شنيده بودي هنوز در متن بودم
/ متنم كه پاره مي شود ، تو دوباره خودت آغازش مي كني
/ تمام دروغ زبان را بلعيده ام ...
كش مي آيم ، كش مي دهم و
بعد پاره پاره مي شوم ...
/ من را تا تمام نكني كجا مي خواهي خودت را آغاز كني ؟!
.........................................
از مجموعه ی بنبست مادموازل سرخاب
|
+| نوشته شده توسط
mdyh در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387
|